سومين سفرت
نهال جون مامان چون خيلي خوش سفري ماهم هييي دوستداريم بريم مسافرت وازاين تعطيلات عيد فطر استفاده كرديم وگفتيم ببريمت شمال واب بازي كني
اخهههه خانوم گل من عاشق ابتني هستي ووقتي حموم ميبرمت با كلي گريههه ميارمت بيرون
سه شنبه راه افتاديم سمت شمال وااااااي كه چقد قلقله بود وضد حال برگشتيم تو راه هم رفتيم چيتگر تاعصر كه ترافيك كم شه وبازم بريم سمت شمال
عصر كه راه افتاديم به زور ٧شب رسيديم چالوس وشب واونجامونديم چههه هوايي هم داشت صب زود راه افتاديم كه تو ترافيك نباشيم هنوز چند كيلومتر نرفته بوديم كه دوباره با ترافيك وحشتناك وعجيبي مواجه شديم انگار قسمت نبود درياي شمال وببيني
تصميم بر اين شد كه بريم تبريز يههههويي و اينهمه راه طولاني ولي خب چون اهل سفريم وباباييي هم خوش سفر راه افتاديم
بعد تبريز يه سرهم رفتيم مهاباد كه نرسيده به مهاباد يه غار معروفي بود به اسم سهولان كه هر چي از زيباييش بگم كم كفتم و به طرز شگفت اوري زيبا بودمخ بايد ١٧٦تاپله ميرفتيم سمت پايين كه حدودا سيصد متر زير زمين بودتا به اب برسيم و با قايق رفتيم گردش ابي
چقدر زيبابود نقشه هاي سنگي به شكل عروس دريايي ولاك پشت و...
انشا...هميشه به سفر عزيزم


سومين سفرت
